من شیشه ای

تمام دل نوشته های من


کاش انتخاب,  یک حق نبود!

کاش بی اختیار بودم و معلول جبر قدرت برتر! تنها نظاره گر بودم نزاع میان دو نیروی مخالف را بی آنکه مسرور باشم به داشتن حق رای!

دقیق که نگاه می کنم می بینم, اختیار گاه مصیبتی می شود اعطا شده از سوی حضرت حق! کاش این حق هم چونان کلیه حقوق مدنی و فردی و اجتماعی و هزار کوفت و زهرمار, فقط نامی از بودن را به دوش می کشید!

تا نرنجم که امروز در عین آزادی عمل,  قدرت انتخاب ندارم!

چونان تراز میزانی شده ام که به هر سو بلغزم , کفه ی دیگرم با ضرب به زمین می خورد و متهم ردیف اول کسی نیست جز من!

عدالتم حکم به تساوی می کند و لاجرم عداوت می کارد در دل طرفین و سکوتم نیز چرکین می کند زخم های نیمه بسته را...

تف به این انصاف اجباری!

 

 



نویسنده : نوشین م ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥
واژه کلیدی :دل نوشته