من شیشه ای

تمام دل نوشته های من


همین امروز، آشنایی نه چندان دیرین، سفره اش را پیش من غریبه گشود تا کمی از نان و بغض مانده در ته آن را با هم شریک شویم!

خوردم و گفتم:

 الهی شکر!!!

این روزها همه مان در هزاران سوال بی جواب غوطه می خوریم...

 در فهرست سیاهی از ابهامات که همیشه با سوال معروف "چرا من؟" آغاز می شوند...

کاش زودتر اشک های من یکی سیل شوند...

دوست دارم بقیه افکارم را حین غرق شدن در شایدها و ای کاش ها به گور ببرم...



نویسنده : نوشین م ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢۱
واژه کلیدی :دل نوشته