عشق و دیوانگی

مجنونی را گفتند" :تو را از خداوند چه حاجت است؟"

پاسخ داد: "آرزو دارم خداوند مرا شفا داده، عاقل کند تا باز از عشق، دیوانه شوم..."

 

پانویس: بر اساس حکایتی که یکی از دوستان در مجلسی نقل کرد و به قلم خودم. نمی دونم اصل داستان چیه و از کدوم شاعر یا نویسنده...

/ 3 نظر / 6 بازدید
سعید

دلداه را به غیر تمنا چه حاجت است دلخسته را به غیر تسلی چه حاجت است من یار خویش را به دو دنیا نمی دهم آباد گشته را به دو دنیا چه حاجت است

هورام

قشنگترین حس و البته تلخ ترینش...بلاگ جالبی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی www.khatkhatihayeman1374.persianblog.ir

volt

عجب داستانیه عاشقی ..