خاطرات تو محو می شود

در پس ذهن وامانده ام، ته کوچه ی خاطرات،

تو دود می شوی ،

مثل سیگاری که ذره ذره می میرد،

جان می کند آرام با سرخی آتشی که به جانش افتاده...

دود می شوی و در هوای آلوده ی افکارم، تحلیل می روی...

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
ستار روهنده

ابرهای تیره وتار بیشتر می بارند ! رنگ ها مهم نیستند! شعر خیلی زیبا و جذابی سروده اید.موفق باشید.

یه تنها

برکه اي در همين نزديکي ست با نيلوفري در آن در انتظار ديدار ساحل چه انتظار عجیبی هرگز نشود اين ديدار تا زماني که اشک برگهايش در برکه جاريست نرسد به ساحل